دوشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۴ ه‍.ش.

شرایط نامناسب بهداشتی درمانی در زندان مرکزی زاهدان




عدالت نیوز:عدم درمان زندانیان سیاسی وایجاد شرایط قرون وسطایی در زندان مرکزی زاهدان/بنا به گزارشات دریافتی بند ۶ معروف به بند  بهداری در زندان زاهدان منحل و زندانیان آن که مبتلا به بیماریهای مسری مانند سل و هپاتیت هستند به بند ۳ و سایر بندها منتقل شدند.
به گزارش عدالت نیوز روز چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ماه بند ۶ زندان زاهدان معروف به بند بهداری که بیماران و سالمندان در آن زندانی بودند و تعداد زیادی از آنها به بیماریهای مسری مانند سل و هپاتیت و سایر بیمارها مبتلا هستند ، منحل  و بیماران این بند به بند ۳ و سایر بندها منتقل شده اند.
اکثر بندهایی که زندانیان به آن منتقل شده اند چندین برابر ظرفیتشان زندانی در آن نگهداری می شد و با انتقال این زندانیان به این بندها باعث ازدحام بیش از حد شده است . زندانیان در راهروها و در سلولها بصورت کتابی استراحت می کنند. این سلولها فاقد امکانات اولیه مانند سیستم تهویه می باشند و زندنیان قادر به استراحت نیستند.
از طرفی دیگر سرویسهای بهداشتی و استحمام این بندها فرسوده و و اکثرا غیر قابل استفاده می باشد. به عنوان مثال بند ۳ زندان زاهدان دارای ۵ حمام و ۶ سرویس بهداشتی است در حالی که ۳۰۰ زندانی در آن نگهداری می شود. همچنین مدتها است که شامپوی زندانیان را نیز قطع کرده اند .
وضعیت غذایی زندانیان اسفبار می باشد و در هفته ۸ بار به آنها ماکارونی داده می شود که غیر قابل خوردن بوده و برای هر زندانی در ماه فقط ۳۰۰ گرم قند در نظر گرفته شده است . این مسئله باعث شده است که زندانیان از سوء تغذیه شدید رنج ببرند.
وضعیت درمانی زندان فاجعه بار می باشد. رئیس بهداری زندان فردی به نام یوسفی است که از دانش پزشکی هیچ آگاهی ندارد و از اعضای اطلاعات زندان می باشد. زندانی سیاسی ایرج محمدی  در اثر عفونت دندانهایش صورت وی متورم شده بود و باعث تاثیر بر عصب بینایی چشمش راست وی گردیده است که خطر از دست دادن بینایی وی را تهدید می کند .
 روز شنبه ۲ خرداد ماه پدر و مادر این زندانی سیاسی با طی مسافتی طولانی از آذربایجان غربی  به زاهدان مسافرت نمودند و با یکی از پزشکان متخصص شهر زاهدان قرار گذاشتند که در حین ملاقات از فرزندشان زندانی سیاسی ایرج محمدی را مورد معاینه قرار دهد. پدر و مادر این زندانی سیاسی برای کسب مجوز برای معاینه پزشک به فردی به نام میر شکار دادستان نظامی زاهدان مراجعه نمودند و از وی خواستند که مجوز معاینه فرزندشان توسط این پزشک را صادر نماید. اما میرشکار دادستان نظامی زاهدان از صدور مجوز خوداری نمود و خطاب به خانواده محمدی گفت :ما توی زندان بهترین پزشکها را داریم. اونها خودشون بلد هستند چه جوری درمان کنند.
میرشکار دادستان نظامی زاهدان فردی است که فرامین بازجویان وزارت اطلاعات را به اجرا در می آورد و مانع درمان زندانیان سیاسی و نظامیانی است که مخالف سیاستهای سرکوبگرانه رژیم ولی فقیه هستند .


دوشنبه 4 خرداد 1394 ه‍.ش.برابر با 25 می 2015

شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴ ه‍.ش.

تهدید به اعدام زندانیان عقیدتی رجایی شهر کرج





عدالت نیوز:در آستانه ی هفتمین سال بازداشت زندانیان عقیدتی اهل سنت زندان رجایی شهر همچنان تحت فشارهای شدید روحی و روانی قرار دارند.
بازجویان وزارت اطلاعات در 10 روز گذشته دو بار این زندانیان را به شکل توهین آمیزی مورد تهدید قرار داده‌اند.
به گزارش عدالت نیوز به نقل از سایت ملی – مذهبی  پنجشنبه 21 مه ماه جاری  چند نفر از این زندانیان به بند سپاه زندان رجایی شهر فرا خوانده ‌شده و با چشمان بسته مورد بازجویی و توهین و تهدید قرار گرفته‌اند.
در حالی که حکم اعدام بیشتر از 30 نفر از زندانیان عقیدتی اهل سنت توسط دیوان عالی نقض و برای بررسی مجدد به دادگاه انقلاب ارجاع داده شده‌است؛ این بازجویان به یکی از زندانیان اهل سنت بنام کاوه ویسی گفته‌اند که <مطمئن باش تاییدیه حکمت را می‌گیریم و در اسرع وقت و زمان مناسب اعدامت خواهیم کرد.>
در حالی که بسیاری از وکلا و حقوقدانان معتقدند بر اساس قانون مجازات اسلامی جدید این احکام اعدام فاقد وجاهت قانونی است.
گفتنی است  اخیراً شش نفر از این زندانیان به طور غیرقانونی در زندان رجایی‌شهر اعدام شده‌اند و به همین دلیل تهدیدهای اخیر بازجویان سبب نگرانی این زندانیان و خانواده‌هایشان شده‌است.


شنبه 2خرداد 1394ه‍.ش. برابر با 23 می 2015 م

تحلیلی پیرامون درگیری های طایفه ای بلوجستان و منشا اصلی این اتفاقات






جامعه قومی به جامعه ای گفته میشود که متشکل از طایفه ها وعشیره های کوچکتری است که هر کدام از این عشیره ها با وجود اینکه میتواند در ریشه با سایر عشیره های قوم ارتباط داشته باشد اما ممکن است از لحاظ فرهنگی با سایر طوایف تفاوت های نیز داشته باشد.
 جوامع عشیره ای با وجود مزیتهای مختلفی که برای افراد جامعه خود دارند میتوانند باعث به وجود آمدن یک سری مشکلات هم باشند که خشونت و درگیریهای طایفه ای یکی از اینگونه مشکلات است.
اختلاف و درگیری پدیده ای است که میتواند در هر جامعه ای به دلایل متفاوت و به سبکهای مختلف بروز پیدا کند و امنیت و آرامش افراد آن جامعه را به چالش بکشد.
به همین دلیل کشورها برای جلوگیری از بروز این چنین وضعیتی  نهادها و سازمانهای مختلفی را جهت پیشگیری و جلوگیری از این امر پدید آورده اند و در این زمینه هزینه های سنگینی را متحمل میشوند.
اما تفاوتی که میتوان بین درگیری های جامعه شهری و جامعه عشیره ای مشاهده کرد در دو مورد میتواند خلاصه شده باشد؛ که با یک مثال میتوانیم این موضوع را به ذهن نزدیک تر کنیم.
جامعه شهری به مثال یک جاده دو طرفه است که در آن میزان تصادفات نسبتا زیاد است و اما در عوض شدت این تصادفات و دامنه دار بودنشان بسیار کم تر است و در مقابل جامعه عشیره ای همچون یک اتوبان است که تعداد بسیاری اتومبیل، با سرعت در حال حرکت هستند که در اتوبانها به دلیل یک طرفه بودن و تخت بودن مسیر میزان تصادفات به نسبت جاده ها بسیار کمتر است اما در مقابل شدت و دامنه ی آنها بسیار وسیع میتواند باشد به صورتی که یک حادثه میتواند باعث بروز دهها تصادف به صورت زنجیره ای باشد و خسارات جبران ناپذیری بدنبال داشته باشد.
موضوعی که میزان توجه به درگیریهای طایفه ای را بالا میبرد شدت و پیوستگی آن است که در جامعه شهری این دو موضوع (شدت و دامنه دار بودن)کمتر اتفاق می افتند.
بلوچستان هم به این دلیل که از طوایف بزرگ و کوچک تشکیل شده است از این مشکل رنج میبرد.
اما موضوعی که نگرانی ها را در این باره شدت میبخشد  آمار تکان دهنده و سیر بسیار صعودی این اختلافات طایفه ای است که هر فکری را به تعقل وا میدارد که چه مسایلی باعث بروز این همه قتل و درگیری طایفه ای در بلوچستان شده است؟؟
برای پاسخ دادن به این پرسش توجه به چند نکته ضروری به نظر میرسد.
نکته اول : در وجود هر فردی به صورت فطری میزانی از خشونت وجود دارد که شدت آن در هر شخصی میتواند متفاوت باشد. نکته دوم : عوامل محیطی و فشارهای اجتماعی و سیاسی میتواند این خشمهای نهفته در فطرت آدمی را بارور کند به صورتی که عقده های اجتماعی و سیاسی فرو خورده شده در مقابل سرکوبهای قومی و مذهبی و حتی سرکوبهای شخصیتی فرد که توسط قانون های خاص حکومتی اعمال شده اند نقش بسیار موثری در بروز اختلافات فردی و درنتیجه قومی را ایفا میکنند که سهم بسیار زیادی در به وجود آمدن این برخوردها به ساختار سیاسی کشور بر میگردد که با به وجود آوردن محدودیتهای اجتماعی،. سیاسی و تبعیضات حاصله باعث به وجود آمدن این نوع احساسات در فرد شده است؛ که این دو مورد در کل جامعه های کشور اعم از عشیره ای و یا شهری مطابقت میکند. 
  نکته سوم : میزانی از این درگیریها به ساختار عشیره ای جامعه بر میگردد که در هر جامعه ی عشیره ای میتواند اتفاق بیفتد؛ اما موضوع دیگری که مختص جامعه عشیره ای بلوچستان است میزان تاثیر دخالت  دستگاه های امنیتی با اجرای سیاستهای سیستماتیک و از پیش تعیین شده ای که طرح و اجرا اش به گونه ای ست که در صورت پیگیری این موارد ردی از دستگاههای امنیتی در بروز این اختلافات باقی نمیماند.

یکی از این سیاستها تقسیم سلاح به صورت گسترده بین اقشار مختلف بدون توجه به سوء پیشینه آنها در مسایل امنیتی و نظم اجتماعی، است و این موضوع زمانی حاد تر جلوه میکند که مسولان امنیتی از ارگانهای مختلف مخصوصا سپاه و وزارت اطلاعات با این افراد با سوء پیشینه های منفی  روابط دوستانه ای را به امید این که از این افراد بعضا شرور برای پیش برد اهداف خود مبنی بر سرکوب مخالفانشان بهره برداری کنند برقرار میکنند و این افراد هم به پشت گرمی این رابطه دوستانه با مسولان امنیتی در راستای منافع خود و دوستان نظامیشان  از هیچ عملی فرو گزار نمیکنند.
در این میان انگار یک تجارت با سود دو طرفه در جریان است و کسی که باید هزینه این درامد را به دو قشر زیاده خواه پرداخت کند مردم بیچاره هستند. 
که امنیتشان در زیر چتر حمایتی مسولان امنیتی برای اشراران به باد فنا داده میشود.
با توجه به دو مساله یاد شده اخیر بسیاری از دست اندر کاران قومی بر نظریه سیستماتیک بودن بسیاری از این پروسه ها معتقدند و بر نظریه خطای عمدی صحه میگزارند. 
به صورتی که گاها مشاهده شده است که در زمان بروز درگیری و اختلاف میان دو طایفه دو افسر به نمایندگی از دو ارگان مختلف وارد عمل میشوند و برپایه دوستی خود و نشان دادن حسن صداقت به افراد طایفه، به آنها پیشنهاد حمایت امنیتی،اطلاعاتی و تسلیحاتی می دهند و طرفین نیز به پشت گرمی از نیروهای امنیتی و به هدفهای مختلف و به امید پیروزی وارد درگیری میشوند که پایانی برایش متصور نیست.
البته در آخرین نکته و مهم ترین نکته ای که در تداوم جنگهای عشیره ای بلوچستان نقش بسزای ایفا میکند و دلیل اصلی بقای این اختلافات است عدم واکنش مناسب از سوی دستگاه های امنیتی به مسایل یاد شده میباشد به گو نه ای که ما پیوسته مشاهده میکنیم در ناامنیهایی که برای افراد غیر بومی پیش می آید در مقابل تکرار همین حوادث برای مردم بومی واکنش نیروهای امنیتی متفاوت میباشد. برای مثال برای قتل یک معلم سیستانی در شهرستان سرباز حدود سی و سه نفر را از یک روستا (نصیراباد) به ظن دست داشتن در این قتل بازداشت کردند اما در قتلهای همچون قتل عبدالله کرمزهی و دکتر باشنده و مولوی خمر و درگیری های طایفه شهلی بر با براهویها که تاکنون منجر به کشته شدن بیش از بیست نفر شده است و همچنین درگیری های دو طایفه در سرباز که حدود ده سال به طول انجامید و حدود بیست کشته به جا گذاشت و //بسیاری درگیری های دیگر در سرحد و مکران که از گرفتن نام تک تکشان خودداری میکنیم//اما دریغ از بازداشت یک عامل از این کشتارها. انگار که قاتلان جنگهای عشیره ای در بلوچستان مصونیت امنیتی از مقامات قضایی گرفته اند وهیچ گاه مورد پیگرد قرار نمیگیرند اما در مقابل برای کشته شدن یک معلم سیستانی باید یک روستا و یک طایفه به صورت کامل قربانی شوند؛ که این مورد بر نظریه ی سیستماتیک بودن این درگیری ها از سوی دولت مردان در بلوچستان قوت میبخشد و دست های پشت پرده ی این قضایا برای مردم آشکار میشود.
 نمی دانم در بلوچستان ارزش جانهای مردم متفاوت است که برای یک نفر باید سی وسه فرد بازداشت شود و در جای دیگر برای قتل دهها نفر هیچ اقدامی صورت نمیگیرد.
نتیجه ای که از این بحث میتوانیم بگیریم اینکه ما در هر درگیری طایفه ای میتوانیم ردی از دستگاه های امنیتی را بیابیم که البته این گام انچنان زیرکانه بردااشته شده است که با زحمت فراوان میتوان ثابت کرد که رد پای کدخدای ده در این مسائل پررنگ است.


محمد قنبر رند 


شنبه 2خرداد 1394ه‍.ش. برابر با 23 می 2015 م

افزایش اعدام های مخفیانه ی رژیم





عدالت نیوز:موج جدید اعدام های مخفیانه در زندان قزل حصار کرج طی مدت زمان کمتر از 20 روز افزایش چشمگیری داشته است.

به گزارش عدالت نیوز به نقل از خبرگزارى هرانا  طى روزهاى نیمه دوم اردیبهشت ماه، از پانزدهم تا بیست و نهم، ٢١ تن از محکومین جرائم مواد مخدر، در زندان قزل حصار کرج، به دار آویخته شدند.
بنا بر اطلاع منبع اطلاع رسانی  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ماه، ١٢ زندانى و روز سه شنبه ٢٩ اردیبهشت نیز ٩ زندانى دیگر، در قزل حصار اعدام شدند.
یکى از منابع مطلع، درباره این اعدام ها به گزارشگر هرانا گفت:
“اغلب این اعدامى ها کسانى بودند که بین هفت تا ١٢ سال با وجود حکم اعدام در زندان قزل حصار به سر مى بردند، مقدار مواد مخدرشان هم حداکثر ۵٠٠ گرم بوده است.”
این اعدام ها نه تنها از طریق مسئولین قضایى و منابع رسمى اعلام نشده است، بلکه از گزارش فعالان حقوق بشر نیز تا کنون پنهان مانده است.
به گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در هفته های گذشته روند اجرای احکام اعدام و مخصوصا اعدام علنی، سیری صعودی داشته است و علاوه بر شمار بالاى اعدام ها، اجراى این احکام به صورت اعلام نشده و نیمه مخفیانه و عدم تعهد مسئولین قضایى به شفاف سازى و اطلاع رسانى، باعث نگرانى مضاعف نهادهاى فعال حقوق بشر در زمینه اعدام در ایران شده است.

لازم بذکر است آمار 21 اعدامی طی این مدت زمان تنها متعلق به زندان قزل حصار است.
 سایر اعدام ها در این مدت که در استان های دیگر صورت گرفته است منتشر نشده اند.


شنبه 2خرداد 1394ه‍.ش. برابر با 23 می 2015 م

جمعه ۱ خرداد ۱۳۹۴ ه‍.ش.

بمباران مواضع حوثی ها و نیروهای صالح توسط جنگنده های نیروهای ائتلاف




عدالت نیوز:جنگنده های نیروهای ائتلاف عربی مواضع شبه نظامیان حوثی و صالح در پایگاه هوایی الدیلمی در شمال صنعا و منطقه الممداره و العریش در عدن را بمباران کردند. 

شاهدان عینی گفتند که کاروان نظامی که قصد حمله به شهر را داشت هدف این بمبارانها قرار گرفت. 

جنگنده های ائتلاف همچنین مواضع حوثی ها در السودا، و الشنفره و منطقه سناح در شهر الضالع را بمباران کردند.
شهر الضالع اکنون محل درگیری شبه نظامیان حوثی با نیروهای مقاومت مردمی است. 

از سوی دیگر شبه نظامیان حوثی، پس از آنکه از سوی نیروهای مقاومت مردمی مورد حمله قرار گرفتند، با تانکها و سلاحهای سنگین مناطق مسکونی منطقه الممداره در شهر عدن را بمباران کردند. 

منابع عشایری در استان الجوف نیز اعلام کردند که نیروهای مقاومت مردمی کنترل کامل شهرک الیتمه در نزدیک استان صعده را در اختیار خود گرفتند.
شبه نظامیان حوثی و صالح منطقه مسکونی الروضه در تعز را با تانکها و موشک اندازه های خود بمباران کردند.


جمعه 1خرداد 1394ه‍.ش. برابر با 22 می 2015 م

منابع کرد از شکنجه دستگیرشدگان اعتراض‌های اخیر مهاباد می‌گویند




عدالت نیوز:بنا به اعلام منابع حقوق بشری کردستان ایران، علی رغم آزادی عدە کمی از بازداشت شدگان تظاهرات اخیر شهر مهاباد، تعداد زیادی از دستگیرشدگان همچنان در بازداشت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران به سر می برند و تحت شکنجه قرار گرفتەاند. 

به گزارش عدالت نیوز به نقل از کانون مدافعان حقوق بشر کردستان، از روز پنجشنبه ١٧اردیبهشت ماه تاکنون حدود ١٦٠ نفر طى اعتراضات شهر مهاباد و سردشت و دیگر شهرهای کردستان بازدشت شدەاند که تعداد زیادى از آنان همچنان با بى خبرى در بازداشت به سر مى برند.

در این گزارش آمده است، پدر یکی از دستگیرشدگان که برای اطلاع از وضعیت فرزندش به ارگان های قضائی و امنیتی در مهاباد مراجعه کرده بود، تعداد دستگیر شدگان این شهر را بین ١٠٠ الی ١۴٠ نفر تخمین می زند.

کانون مدافعان حقوق بشر کردستان به نقل از خانواده یکی دیگر از بازداشت شدگان که نخواست نامش فاش شود می افزاید: "از لحظه دستگیری فرزندشان تا کنون اجازه ملاقات با او را ندارند و در بی خبری به سر می برند. این در حالی است که بر اساس گزارش بسیاری از خانوادەها بازداشت شدگان به اداره اطلاعات مهاباد و به دلیل کمبود جا به شهرهای دیگر همچون ارومیه و .. منتقل و تحت شکنجه قرار گرفته اند."
از طرفی دیگر گفتەهای اغلب کسانی که تا کنون آزاد شدەاند، حاکی از آن است که به شدیدترین شیوه ممکن تحت شکنجه و ضرب و شتم ماموران وزارت اطلاعات قرار گرفتەاند، و آزادی آنها با قید وثیقه و تعهد کتبی بوده است.
گفتنی است روز دوشنبه چهاردهم اردیبهشت‌ماه، یک دختر جوان اهل مهاباد به نام فریناز خسروانی که از کارمندان هتل "تارا" بوده است، طبق هرآنچه اعلام شده و جهت حفظ "ناموس" و جهت جلوگیری از تجاوز کارمند دولتی از طبقە چهارم این هتل خود را به پایین پرت کرده است.

بعد از این ماجرا و فراخوان تعدادی از فعالان مدنی و جوانان مهاباد، عصر روز پنج شنبه ١٧ اردیبهشت ماه، شماری از مردم مهاباد در اعتراض به عدم پاسخگویی مسئولین امر در خصوص مرگ فریناز خسروانی در مقابل هتل تارا تجمع کرده که این تجمع با دخالت نیروهای حکومتی به خشونت کشیده شد.
در این تظاهرات بیش از ۳۰ نفر زخمی که یکی از زخمی ها بنام "آکام تلاج" که بعد از دو بار عمل جراحی ، در وضعیت وخیم قرار دارد و به گفته منابع مطلع دچار قطع نغاع و امیدی به بهبودی وی نیست.

همچنین دو روز از اعتراضات شهر مهاباد، شماری از شهروندان سردشتی، روز شنبه ۱۹ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴، جهت محکوم کردن جان باختن "فریناز خسروانی" در شهر مهاباد و در همصدایی با مردم این شهر، تجمع اعتراضی ترتیب دادند.

جمعه 1خرداد 1394ه‍.ش. برابر با 22 می 2015 م

یمن و کشورهای همجوار: ایران جایی در گفتگوهای یمن ندارد





عدالت نیوز:دولت قانونی یمن و کشورهای همجوار این کشور تاکید کردند ایران جایی در مذاکرات ویژه یمن نخواهد داشت. 

ریاض یاسین وزیر امور خارجه دولت قانونی رئیس جمهوری عبدربه منصور هادی، نیز گفت در صورتی که شبه نظامیان حوثی مناطق اشغالی را در یمن ترک نکنند، در مذاکرات صلح یمن که به دعوت سازمان ملل متحد قرار است در 28 ماه مه در ژنو برگزار شود شرکت نخواهند کرد. 

خالد بحاح، نخست وزیر یمن، نیز در دیدار با نماینده سازمان ملل متحد با هرگونه مشارکت ایران در گفتگوهای ژنو مخالفت کرد، و این موضع از سوی کشورهای خلیج هم مورد تایید قرار گرفته است. 

عبدالله المعلمی، نماینده دائم پادشاهی سعودی در سازمان ملل متحد هم گفت: "ایران جایی در مذاکرات صلح یمن ندارد. این کشور نقش سازنده در این مورد ایفا نکرده، و نباید با دعوت ایران به مذاکرات صلح یمن، جایزه ای برای نقش منفی این کشور داده شود." 

خواسته دیگر یمن اجرای قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد از سوی شبه نظامیان حوثی است، به از آنجمله خروج از شهرها، بازگرداندن سلاحهای غارت شده به پادگانهای ارتش و توقف بمباران مناطق مسکونی یمن است.

در سازمان ملل متحد هم کشورهای عضو شورای همکاری خلیج اعلام کردند که با مشارکت ایران در مذاکرات ژنو مخالف هستند. 

خالد حسین الیمنی، نماینده دائم یمن در سازمان ملل متحد گفت که دولت قانونی یمن و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج خواستار توقف درگیریها پیش از مذاکرات ژنو نیستند، و آنها این امر را به حوثی ها محول کردند، که آتش بس یمن روز شنبه بخاطر اقدامات آنها شکسته شده، و حوثی ها باید برای هر آتش بس دیگر، تعهد کامل خود به رعایت آنرا اعلام کنند.

جمعه 1خرداد 1394ه‍.ش. برابر با 22 می 2015 م


نامه ی خانواده های بازداشت شدگان نصیراباد سرباز به مجامع بین المللی






عدالت نیوز:به گزارش عدالت نیوز به نقل از کمپین فعالین بلوچ خانواده های بازداشت شدگان نصیر اباد طی نامه ای به احمد شهید و مجامع بین المللی ضمن ابراز نگرانی از پرونده سازی برای فرزندانشان خواستار تلاش آنها جهت مشخص شدن تکلیف و برقراری دادگاه عادلانه شده اند.


متن نامه که به "کمپین فعالین بلوچ" رسیده است به شرح ذیل است:

 قريب به پنـج ماه از دستگيرى جوانان نصيرآباد ميـگذرد و هنوز هيچ اُرگـانى پاسخ مناسب و قانونى به چــرايى دستگيرى و جرم هاى تحميل شده بر آنان نداده است.

پنج ماه است عده اى جوان كسبه، دانشجو و كارگر و كشاورز بدون اينكه حق ملاقات به خانواده هايشان داده شود يا دليل دستگيرى آنان مشخص شود در پشت ميله هاى زندان از كار و زندگى و درس و دانشگاه عقب مانده اند.

خانواده هاى مظلوم بعد از دلخوش كردن به وعده هاى پوچ و سرخرمن مسؤليين، كور سوى اميدى كه در دل هايشان روشن شده بود با امروز و فــردا كردن ها و پاسكـارى هاى صاحبان قدرت به نااميــدى گراييـد.

و از قراين و شنيده ها اينگونه بنظر مى آيد كه با انتقال حافظ عبدالغفار و همراهانش به بازداشت گاه هاى وزارت اطلاعات، مسؤليين درصدد يافتن راهى براى رفع تناقضات و اثبات جرايم و تحميل اعترافات اجبارى بر آنان اند و اين فرضيه همچنان به قوت خود باقيست تا زمانيكه دادگاه عادلانه اى علنى تشكيل نشده و سوابق زندانيان بررسى به آنان حق گرفتن وكلاى حقوقى از سوى خانواده ها داده نشود، تا اتهامات اين بى گناهان بدون ابهام مورد بررسى و قضاوت قرار گيرد.

لذا از تمام مسؤليين مجامع بين المللى از جمله جناب احمد شهيد و آقاى بان كيمون ميخواهيم براى روشن شدن وضعيت و تكليف اين جوانان دربند نهايت تلاش خود را بكنند.

از طرف خانواده هاى جوانان دستگيرشده ى ١٤ ديماه ٩٣



دو روز پس از ترور یک معلم سیستانی به نام عیسی شهرکی و یک بسیجی به نام ادهم صبوری در روستای نصیر اباد – سرباز جنوب  بلوچستان سحرگاه 14 دیماه ماموران سپاه و وزارت اطلاعات با یورش به این روستا دستکم 33 نفر را ابتدا بازداشت و به 12 نفر از این افراد اتهام 90 درصد نا امنی های استان سیستان و بلوچستان در سالهای اخیر از جمله ترور معلمان زدند.

خانواده این زندانیان بارها با بیان تناقض های بین سخنان مسئولان در مورد این بازداشت شدگان بر بی گناهی آنها اصرار می ورزند و خواستار رسیدگی به پرونده آنها در دادگاهی عادلانه و دسترسی متهم به وکیل و ملاقات و تماس تلفن شده اند اما با گذشت 5 ماه مسئولان پاسخ روشنی در مورد این بازداشت شدگان به خانواده ها نمی دهند.


جمعه 1خرداد 1394ه‍.ش. برابر با 22 می 2015 م


چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ه‍.ش.

ترجمه ی مصاحبه ی عرفان شهنوازی سخنگوی سازمان با روزنامه ی عربی "سبق"




سوال اول:
اخيرا در خبرها ميشنويم انتفاضه اي در احواز وبلوچستان وكردستان شرقي، همزمان با شروع جنگ طوفان قاطع شروع شده، نظر شما درباره اين همزماني وشدت گرفتن درگيريهارچيست؟

در مورد جریانات اخیر خدمت شما عرض کنم که رژیم منحوس ولایت فقیه در طول عمر سی و چند ساله ی خود جنایتها و ظلمهایی را علیه هر فرد ایرانی و غیر ایرانی که هم کیش و هم عقیده با رژیم منحوس اخوندی نبوده انجام داده به خاطر همین جنایتهای رژیم منحوس فاشیستی است که انتفاضه هایی در داخل ایران از اقلیتهای ملی و مذهبی و هم چنین در خارج از مرزهای ایران تشکیل شده و دشمن همه ی انتفاضه ها  مشترک هست و همه انتفاضه ها چه در داخل مرزهای ایران و چه در خارج از آن در حال دفاع از هویت و مذهب خود هستند و یکی از انتفاضه ها که علیه رژیم ایران تشکیل شده عملیات طوفان قاطعیت می باشد که جهت دفاع از مردم مظلوم و تحت ستم یمن تشکیل شده و این عملیات در تمام میدانها به مبارزان راه آزادی روحیه ی تازه ای بخشیده و امید داریم که همه ی ملتهای تحت ستم رژیم آخوندی چه در ایران و چه در خارج از مرزهای ایران به زودی بر رژیم فاشیستی آخوندها پیروز خواهند گشت
 ان شاء الله
                              
سوال دوم:
 چه چيزي از ايران ميخواهيد؟ أينده ايران را چگونه ميبينيد؟
ما همیشه از رژیم حاکم بر ایران خواسته ایم که دست از ظلم و ستم و جنایت علیه اقلیتهای ملی و مذهبی بردارد و تمام نیروهای متجاوزگر خود را از سرزمینهایمان بیرون کنند و سرنوشت ملتهای اقلیت را به خودشان بسپارند اما رژیمی که اهدافی جزء تجاوز و تعدی ندارد و تجاوز و تعدی جزیی از دین و عقیده اش به شمار می آید هرگز تن به خواسته های اقلیت های ملی و مذهبی نخواهد داد و بر این هم اکتفاء نکرده و پا از آن فراتر نهاده و این اهداف شوم و متجاوزگرایانه ی خود را به خارج از مرزهای ایران گسترش داده است چنان چه ما مشاهده میکنیم و اگر ما و تمام مظلومان و ستمدیدگان میخواهیم که از جنایتهای حاکمان رژیم ایران رهایی یابیم چاره ای نداریم جزء نابودی کامل این رژیم و باید تمام پتانسیل و قدرت اقتصادی و سیاسی و نظامی خود را علیه این رژیم به کار ببندیم و نابودش کنیم به امید خدا بعد از نابودی کامل این آخوندها صلح و ثبات و محبت و دوستی و اتفاق و اتحاد بین تمام ملتها را در ایران و سایر کشورهای عربی اسلامی خواهیم دید.

سوال سوم:
آزادي شيخ فتحي نقشبندي را چكونه تفسير ميكنيد؟ ايا اين به معناي قبول بعضي از درخواستهاي  نتيجة فشار مردمي است؟
آزادی مولانا فتحی محمد نقش بندی هیچ ربطی به درخواستهای مردم ندارد زیرا که مولانا نقشبندی بیشتر از سه سال بود که بدون هیچ جرمی در سلولهای انفرادی و زندان رژیم در اسارت بود و تنها خود ایشان نبودند بلکه پسر و تعداد دیگری از افراد منطقه ی ایشان نیز بدون هیچ جرمی به زندان انداخته شده بودند و این که مولانا با درخواست مردم آزاد شده باشد غیر معقولانه میباشد زیرا که هنوز از افراد دیگر که با مولانا دستگیر شده بودند خبری در دست نیست و طیق گزارشهای رسیده آنها را از زندان به جای نا معلومی انتقال داده اند و دلیل دیگری که آزادی مولانا ربطی به درخواست مردم ندارد گزارشی است که در یکی از سایت های وابسته به وزارت اطلاعات بیان شده که مولوی فتحی محمد نقشبندی با وساطت نماینده ی ولی فقیه آزاد گشته است و نه با در خواست مردم.
سوال چهارم:
آرزوي جيش العدل چيست؟ وچه پيامي به جهان اسلام دارد؟
آرزوی جیش العدل این است که صلح و ثبات به ایران و سایر کشورهایی که توسظ رژیم منحوس آخوندی به آشوب کشیده شده برگردد و هر ملتی به حق و حقوق خدادادی خود برسد و خود هر ملتی تعیین کننده ی سرنوشت خود باشد .....و پیام ما به جهان اسلام این است که با وضعیتی که از سوی رژیم آخوندی بر جهان اسلام تحمیل شده به خود آیند و اتفاق و اتحاد را سرلوحه ی کار خود قرار دهند و از اختلافات منطقه ای و سلیقه ای پرهیز کنند و علیه بزرگترین دشمن قسم خورده ی خود و دشمن انسانیت قد علم کنند و با تمام توان خود سیاستهای شوم آخوندهای فاشیست را در تمام مناظق خنثی کنند و بزرگترین خدمت را در تاریخ بشریت به بشریت بکنند 
سوال پنجم:
نظر شما درباره تدخل ايران در شأن اقليتهاي شيعه مذهب در خليج عربي تحت اين استدلال كه از حقوقشان دفاع ميكند .
رژیم آخوندی اهداف مهم و شومی را در افکار و اعتقادات خود دارد که بنیاد آن توسط خمینی پایه گذاری شده و قول خمینی شاهد این امر است که خمینی در جایی میگوید مکتب ما مقصد ماست و انقلاب شوم خمینی مطابق گفته هایشان انقلاب صادراتی می باشد و برای صادر کردن این انقلاب به هر مکر و حیله ای متوسل می شوند و این امر از جنایتها و خیانتها و دخالتهای بی جا در کشورهای خلیجی و اسلامی توسط رژیم منحوس آخوندی ثابت شده لذا تمام ادعاهای رژیم مبنی بر دفاع از شیعیان ، در کشورهای خلیجی و عربی بی بنیاد و بی اساس هستند و هدف اصلی رژیم تسلط یافتن بر کشورهای عربی اسلامی می باشد.

لینک مصاحبه:


چهار شنبه 30اردیبهشت 1394ه‍.ش. برابر با 20 می 2015 م


سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ ه‍.ش.

موج جدید بازداشت ها در مناطق کرد نشین




عدالت نیوز:مأموران وزارت اطلاعات در استان آذربایجان‌غربی، در چند روز اخیر دستکم 5 جوان کُرد را به اتهام انجام فعالیت‌های سیاسی بازداشت کرده‌اند..

به گزارش عدالت نیوز به نقل از آژانس خبررسانی کُردپا، طی  روزهای گذشته، پنج تن از جوانان شهرستان ارومیه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده‌اند.

این تعداد از جوانان کُرد در منازل مسکونی خود بازداشت و به مکانی نامعلومی انتقال یافته‌اند.

خبرنگار کُردپا در ارومیه اعلام کرد: صبح دیروز، نیروهای اداره‌ی اطلاعات ارومیه با مراجعه به شهرک "دیزج مرگور" یک جوان به نام دیاکو عزیزی را بازداشت کردند.
منزل پدری فرد بازداشت‌شده از سوی مأموران امنیتی مورد تفتیش قرار گرفته شده است.
این آژانس خبری افزوده است در ٥ روز گذشته، چهار جوان دیگر در شهرستان ارومیه بازداشت شده‌اند.

طبق گزارش ارسالی هویت جوانان بازداشت‌شده عبارتند از؛ آکام عبدالهی، بهمن هاشم‌پور، بهزاد آرمون و آوات امینی.

برخی از نزدیکان این افراد گفته‌اند که نیروهای اداره اطلاعات ارومیه، "فعالیت سیاسی به نفع یکی از احزاب کُرد" اپوزسیون حکومت اسلامی ایران را دلیل بازداشت این جوانان عنوان کرده‌اند.

طبق گزارشات منابع محلی، آمار بازداشت جوانان کُرد در شهرهای ارومیه، سلماس و دیگر روستاهای تابعه بیش از این تعداد برآورد می‌شود.



سه شنبه 29اردیبهشت 1394ه‍.ش. برابر با 19 می 2015 م

کشته شدن جوان قشمی در اثر تیراندازی نیروهای دریابانی رژیم




عدالت نیوز:یک جوان در اثر تیر اندازی ماموران دریانوردی رژیم در سواحل جنوبی جزیره قشم کشته شد.
در پی تیر اندازی ماموران دریانوردی حکومت ایران به قایق های صیادی اهالی سواحل جنوبی جزیره قشم ،یک جوان 18 ساله به نام "مسلم نکهت "اهل روستای نخل گل، کشته شد.
به گفته ی منابع محلی : این حادثه روز چهارشنبه هفته گذشته اتفاق افتاده است .
این منابع افزوده اند : ماموران دریانوردی رژیم با شلیک مستقیم آقای "مسلم نکهت" را از پشت سر هدف قرار داده اند .
این اقدام ماموران دریانوردی رژیم  خشم مردم منطقه را در بر داشته است .
مردم روستای نخل گل و مناطق قشم ،خواستار بررسی این حادثه ومجازات عاملان آن شده اند . 


سه شنبه 29اردیبهشت 1394ه‍.ش. برابر با 19 می 2015 م

جان باختن یک جوان بلوچ در اثر شکنجه های وحشیانه و عدم درمان وی





عدالت نیوز:یک جوان بلوچ در اثر شکنجه های وحشیانه و عدم درمان در زندان زاهدان جان باخت. 
یکشنبه شب ۲۷ اردیبهشت ماه وضعیت جسمی زندانی عبدالواحد گمشادزهی ۱۹ ساله فرزند میرمحمد به شدت حاد شده  و توسط همبندیانش به بهداری زندان منتقل می شود .
در بهداری زندان هیچ گونه درمان جدی برای وی صورت نمی گیرد و وی  به کما فرو می رود .
با این وجود وی را به بیمارستان منتقل نکرده و در همان حالت در بهداری زندان نگه می دارند.
صبح روز بعد وی در حالت کما به بیمارستان امام علی زاهدان اعزام و شب گذشته به علت تاخیر در رساندن وی به بیمارستان فوت می کند.
زندانی عبدالواحد گمشادزهی  ۲ سال پیش در سن ۱۷ سالگی در شهرستان سراوان توسط ماموران ولی فقیه دستگیر و به اداره آگاهی این شهرستان منتقل و تحت وحشیانه ترین شکنجه های جسمی قرار می گیرد.
ماموران ولی فقیه در طی دوران بازداشت وی در اداره آگاهی سراوان ،با جسمی سخت به سر وی ضربه وارد کرد بودند که باعث ایجاد لختگی خون در رگهای مغزی وی شده بود.
او پس از آن بدون درمان به بند ۶ زندان زاهدان منتقل می شود. پیش از این پزشکان اکیدا توصیه کرده بودند که وی باید در بیمارستان خارج از زندان تحت درمان لختگی خون در مغز قرار گیرد.




سه شنبه 29اردیبهشت 1394ه‍.ش. برابر با 19 می 2015 م

لینک مصاحبه ی عرفان شهنوازی با روزنامه عربی "سبق"


عدالت نیوز:مصاحبه ی عرفان شهنوازی سخنگوی سازمان جیش العدل با روزنامه ی عربی "سبق"
این مصاحبه به صورت کتبی انجام شده است.
لینک مصاحبه:



سه شنبه 29اردیبهشت 1394ه‍.ش. برابر با 19 می 2015 م


دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴ ه‍.ش.

عدالت نیوز دوباره در فیسبوک بسته شد/تا اطلاع ثانوی سازمان جیش العدل در فیسبوک صفحه ی رسمی ندارد






عدالت نیوز:بزرگواران گرامی وموحدین  به اطلاعتان می رسانیم همانگونه که مستحضرید صفحات سازمان به صورت گسترده مورد حمله عوامل رژیم منحوس قرار دارند و دشمن تصور میکند که با آسیب رساندن به صفحات سازمان میتواند در بحث رسانه ای خلل هایی بوجود آورد .
اما به فضل الله تعالی و همکاری و محبت شما برادران و خواهران موحد این گونه حملات به صفحات سازمان جزء ذلت برای ولایت فقیه چیزی دیگر در بر ندارد و باعث میشود تا مبارزین با عزمی راسخ به فعالیت های خود ادامه بدهند..
اخیرا چندین صفحه ی  متعلق به سازمان و عدالت نیوز در فیسبوک دچار مشکل جدی شده و از دسترس خارج گشته اند.
لذا تا اطلاع ثانوی عدالت نیوز و سازمان جیش العدل در فیسبوک صفحه ای نخواهند داشت و در صورت برطرف شدن مشکل و ایجاد صفحه ی جدید اطلاع رسانی های لازم صورت خواهد پذیرفت
یادآور میشویم که صفحات مختلفی در فیسبوک بنام عدالت نیوز در حال فعالیت هستند که متعلق به سازمان نیستند و سازمان در قبال اینگونه صفحات هیچگونه مسئولیتی ندارد و اینگونه صفحات یا متعلق به هواداران سازمان و یا متعلق به دشمن جهت تخریب وجهه ی سازمان و شناسایی صفحات دوستانی که قصد ارتباط با سازمان دارند میباشند..
عدالت نیوز. 

دو شنبه 28اردیبهشت 1394ه‍.ش. برابر با 18 می 2015 م

مولوی نقشبندی آزاد شد اما معلوم نیست برای همراهانش چه برنامه ای دارند





عدالت نیوز:با گذشت چهار روز از آزادی امام جمعه اهل سنت راسک و گذشت ۲۰ روز از انتقال بقیه هم پرونده ای های مولوی نقشبندی، تا کنون خانواده این زندانیان هیچ اطلاعی از آنها ندارد.
به گزارش عدالت نیوز به نقل از فعالین بلوچ، مولوی عبدالغفار نقشبندی، فرزند امام جمعه اهل سنت راسک، ملک محمد آبادیان ، هادی آبادیان، جابر آبادیان، نظام الدین ملازاده و گل محمد بلیده ای ۶ زندانی هستند که به همراه مولوی فتحی محمد نقشبندی بازداشت شدند.
این زندانیان اهل سنت از روز سه شنبه ۸ اردیبهشت پس از انتقال از زندان مرکزی زاهدان به بازداشتگاه وزارت اطلاعات تا کنون اجازه هیچ گونه ملاقات و تماس تلفنی با بستگان خود پیدا نکرده اند.
یکی از بستگان این زندانیان که نخواست نامش فاش شود، گفت: انتقال اینها مشکوک است و اصلا مشخص نیست چه برنامه ای دارند یا قصد دارند با نگه داشتن و بی خبر گذاشتن آنها مولوی نقشبندی را مجبور به سکوت کنند تا چیزی از فشارهای که در بازداشتگاه وزارت (اطلاعات) داشته نگوید یا اینکه برنامه دارند پرونده سازی جدیدی برای آنها بکنند.
وی تاکید کرد: برای همگان روشن شده است که این زندانیان بی گناه هستند و اتهام برنامه ریزی قتل برای آنها صادق نمی آید و حتی خانواده مولی جنگی زهی هم این موضوع را رد کرده است اما باز هم بخاطر اینکه افکار عمومی را نسبت به کاری که کرده اند توجیه کنند قصد دارند پرونده سازی کنند.
این منبع همچنین گفت: مسئولان وزارت (اطلاعات) در جلسه آزاد کردن مولوی نقشبندی از وی خواسته اند که مدتی پای منبر نرود اما وی این درخواست را رد کرده است و حتی با وجود نقض حکم آنها وثیقه سنگین را هم برای محدود کردن فعالیت هایش گرفته اند.
گفتنی است مولوی فتحی محمد نقشبندی امام جمعه اهل سنت راسک با وثیقه سنگین به ارزش ۵ میلیارد تومان که برخی از نهاد های حقوق بشری آن را کم سابقه می دانند شامگاه پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت آزاد شد.


دو شنبه 28اردیبهشت 1394ه‍.ش. برابر با 18 می 2015 م


یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴ ه‍.ش.

فاکتورهای اهل سنت و ملت بلوچ برای مقابله با رژیم سرکوبگر ولایت فقیه/قسمت دوم






قسمت دوم



 موضوع بعدی که از آن به عنوان فاکتور دیگر اهلسنت و بلوچ  نام برده شده بود احساس مشترک بدبینی و خواهان تغییر بودن است.

این موضوع میتواند تکمیل کننده دو فاکتور یاد شده بالا باشد چرا که با وجود جمعیت قابل توجه و حرف شنوی از رهبران اگر فکر شکستن زنجیر استبداد و ظلم در این جمعیت وجود نداشته باشد تعداد و حرف شنوی شان هیچ گونه مزیتی برایشان نخواهد داشت چرا که صرفا تعداد و اطاعت نمیتوانند یک ملت را به تحرک وادارد.
عاملی که میتواند این دو موضوع را تا سرحد اقدام پیش ببرد انگیزه و عامل ایجاد تغییر میباشد و این موضوعی است که در اهلسنت و بلوچ به صورت کاملا عمومی مشاهده میشود.
اما باید این نوع رویکرد به صورت مکرر توسط صاحبان قلم و منبر به مردم گوش زد شود چرا که تاریخ به ما ثابت کرده است که بعد از گذشت مدتی از وجود ظلم و کشیدن زنجیرهای بردگی و استبداد توسط ملتهای در بند استعمار و ظلم وتکرار آن میتواند منجر به عادت به ظلم شود و به خود اینگونه تلقین کنند که این سرنوشت ماست و ما نمیتوانیم آن را تغییر بدهیم که این نوع تفکر برای ایجاد تغییر و انقلاب یک ملت و قوم میتواند به غایت خطرناک باشد.
ما در تاریخ شاهد بوده ایم که استعمارگران اروپایی با همین طرز تفکر کشورهای افریقایی را استعمار کردند و حتی انها را به عنوان برده و کالا در جهان به فروش رساندند.
 این نکته می طلبد صاحبان قلم و منبر و جایگاه٬ تمام تلاش خود را در زمینه ی بیدار نگاه نداشتن مردم برای رسیدن به حق خود و شکستن زنجیرهای ظلم و بی عدالتی از پیکره جامعه بکار ببرند تا جامعه ما همچون جوامع گذشته افریقایی که قبل از آنکه اسیر و برده اروپاییان بوده و در دنیا خرید و فروش میشدند  اسیر و برده افکار خود مبنی بر قبول سرنوشت و شرایط پیش امده نباشد.
 فاکتور بعدی که از آن یاد شده بود اتحاد قوم بلوچ واهلسنت در مقابل احزاب مختلف موجود در بطن نظام که گاها در پی تخریب یکدیگر به هر شکل ممکن هستند اما در مقابل آنها همه اقشار اهلسنت و قوم بلوچ اعم از سران سیاسی٬ مذهبی٬ اجتماعی و مدنی در یک صنف و یک خط تعیین شده حرکت میکنند که این موضوع میتواند عامل بسیار مثمر ثمری در پیش برد اهداف ما باشد.
اما باید توجه داشت که در طی عمر نامبارک ولایت فقیه در کشور همیشه این نظام شوم برای به حداقل رساندن خطرات اقلیتهای قومی مذهبی برای ادامه ظلمهای خود پیوسته در فکر ایجاد اختلاف در بین صفوف متحد و یکپارچه بلوچ و اهلسنت بوده است.
نکته ای که رژیم به اهمیت آن پی برده است "و  پیوسته در حال اجرای طرح و نقشه برای برهم زدن وحدت است.
این برهم زدن وحدت همچون ماری دراز و هفت سر تمام قشرهای جامعه را در بر میگیرد که این امر هوشیاری تمام قشرهای جامعه در هر موقعیت اجتماعی و سیاسی که هستند را میطلبد.
 بیشتر محورهای فعالیت تخریب وحدت رژیم در موارد زیر قابل مشاهده است:
در بین یک صنف واحد مثل فعالان عرصه مذهبی به صورتی که مقلد را با غیر مقلد و سلفی را با صوفی و حنفی را با شافعی درگیر میکند.
 با این ترتیب استعداد و ظرفیتهای این عرصه در محکومیت یکی دیگری و اثبات حقانیت خود در مقابل یکدیگر صرف میشود.
در مورد بعد رو در رو قرار دادن دو صنف مختلف در مقابل هم مثل رهبران قومی در مقابل رهبران مذهبی که این مورد و عدم اتحاد در بین این دو صنف فعال میتواند عامل بسیار خطرناکی برای در چاه افتادن کل ملت در بند باشد.
نکته ای که قابل تاکید است اینکه فعالیت نظام در این زمینه و مورد یاد شده بالا شدت قابل توجهی گرفته است و در طول چند سال اخیر به صورت حیرت آوری دنبال میشود که این امر باعث شده از ظرافت اجرای آن کاسته شود.
و همچنین برای عموم مردم قابل درک باشد  با این وجود هنوز خطر این موضوع بسیار جدی میباشد چرا که رژیم با استفاده از مهره های فاسد از دو گروه باعث بروز اختلاف مرگبار و جبران ناپذیری خواهد شد.
 مورد بعدی رژیم برای ایجاد اختلاف شامل کل جامعه میباشد به نحوی که ردپای وزارت اطلاعات و سپاه در بروز و دامن زدن به اختلافات طایفه ای قابل مشاهده است به صورتی که با بروز کوچکترین مساله بین دو طایفه یک افسر از طرف یک ارگان نظام و یک افسر از طرف ارگان دیگر به عنوان دوست به دو طایفه نزدیک میشوند و به آنها به نشانه دوستی وعده همکاری و ساپورت امنیتی و تجهیزاتی میدهند.
دو طایفه به امید حمایت نیروهای امنیتی از خود با یکدیگر درگیر میشوند و در بهترین حالت ممکن از کم رنگی نقش رژیم در ایفای نقش در این نوع درگیریها این است که رژیم به دوطایفه درگیر هیچ پیشنهادی نمیدهد اما در عمل برای طرفهای درگیر هیچ گونه مزاحمت امنیتی به وجود نمی اورد  و به اینصورت دو طرف به راحتی میتوانند تا سالها با یکدیگر به نزاع بپردازند و خون یکدیگر را بی جهت وبرای هیچ و پوچ بر زمین بریزند و از این طریق رژیم میتواند بدون پرداخت هیچ گونه هزینه ای ملت بلوچ و اهلسنت را درگیر در یک جنگی که پایانش مرگ صلاحیتها و استعدادها و سرمایه های اهلسنت است بینجاماند.
اما این چالش مهم با فاکتور سوم قابل درمان است و خود به خود بهبود میابد و به چرخه تغییر خواهد پیوست.
در ضمن باید توجه داشت که هر شخص و در نگاه کلی تر طایفه ای  درون خود احساسات و هیجانات فطریرا با شدت و حدت مختلفی دارا میباشد با این توضیح که عوامل محیطی و فشارهای نامناسب اجتماعی تاثیر به سزایی در میزان شدت انها ایفا میکند اما اگر این احساسات و هیجانات در محل صحیح خود تخلیه نشود میتوانند تبدیل به عقده هایی در درون شخص شوند و با کمترین بهانه و نا همخوانی فکری با شخص ضعیف تر و یا هم تراز خود به صورت خشم و واکنش فیزیکی و بد دهنی نمود پیدا میکند که اساس این نوع رفتارها به همان عقده های فرو خورده اجتماعی که توسط رژیم اعمال شده است بر میگردد چرا که در محل و مکان صحیح پاسخ داده نشده است.
اما موردی که میتواند همچنان امید وار کننده باشد این است که تجربه نشان داده است بلوچ و اهلسنت و حتی تمام اقلیتهای قومی و مذهبی دنیا در زمان وزن کشی های سیاسی و مذهبی در مقابل رژیمی که توسط آن تحت ظلم و شکنجه هستند به صورت خودکار تمام گروههای درگیر مابین خود، در یک صف و در حقیقت در مقابل مشکل و معضل اصلی خود که همان وجود رژیمهای سرکوب گر است می ایستند و این حتی میتواند راه حلی برای نزاع های قومی و طایفه ای باشد در صورتی که رهبران و اشخاص ذی نفوذ به مردم بفهمانند که برای مقابله با این نوع اختلافات با علت ٬(که وجود نظام سرکوبگر است)مقابله کنند که در بین افراد جامعه بذر عناد و حقارت را کاشته و این نوع برنامه های سیستماتیک نظام باعث بوجود امدن برخوردهای منفی اجتماعی مابین افراد جامعه شده است.
 مورد دیگری که از آن به عنوان مزیت بلوچ و اهلسنت یاد کرده بودیم صبر بر مصایب است.
 بلوچ و اهلسنت به علت این که سالهاست توسط سیاستهای سرکوبگرانه نظام تحت ظلم و ستم واقع هستند نسبت به سایر قشرها به خصلت و اخلاق بسیار والای صبر بر مصایب مزین هستند به گونه ای که ما شاهدیم به صورت مکرر این اقلیتها به بهانه های واهی اند( بنا بر گزارشهای رسیده در فاصله فروردین تا ۲۱ اردیبهشت حدود پانزده شهروند بلوچ به ظن حمل گازویل به قتل رسیده اند همچنین در طول سال بسیاری از اهلسنت صرفا به دلیل ترویج افکار خود محکوم به حبس های طولانی مدت و اعدام میشوند) کشته میشوند و به زندان میافتند اما همچنان همانند کوه استواری میکنند.
 آخرین فاکتوری که از ان یاد کرده بودیم توافق و تفاهم اکثر مردم کشور بر تغییر دیکتاتوری ولایت فقیه به یک حکومت کاملا  مردمی میباشد.
مهمترین اصل و تا حدودی برگ برنده ما در مقابل نظام سرکوبگر همین فاکتور یاد شده آخر میتواند باشد البته به شرطی که ما بتوانیم از این موضوع بر خلاف سیاست نظام به سمت همگرایی و همسویی تمام گروهای مخالف نظام با هر ایده و نظری به سمت و سوی یک مسیر و ایده راه بردی واحد جهت مبارزه که بر علیه موجودیت نظام باشد هدایت کنیم.
در این صورت میتوانیم به صورت یقین از اظهار پیروزی در مقابل نظام سرکوبگر سخن به میان بیاوریم؛ به نظر بنده اجرای این فاکتور دلیل آگاهی و درک نظام از اهمیت ویژه آن سعی در مسدود کردن تمامی راههای اجرای این فاکتور مهم نموده است و این موضوع میتواند کار فعالان عرصه تغییر را به غایت سخت نماید.
بنده در یک مقاله جداگانه به این موضوع خواهم پرداخت.



سهراب درخشان عضو شاخه ی فرهنگی سازمان جیش العدل





یک شنبه 27اردیبهشت 1394ه‍.ش. برابر با 17 می 2015 م


فاکتورهای اهل سنت و ملت بلوچ برای مقابله با رژیم سرکوبگر ولایت فقیه/قسمت اول




(لازم به  یاد آوری است که در ابن مقاله از قوم بلوچ و مذهب اهلسنت به نمایندگی از تمام اقلیتهای مذهبی و قومی کشور یاد شده است) 
چرا اهلسنت و بلوچ از ظرفیتهای خود برای مقابله با سیاستهای سرکوبگرانه رژیم استفاده نمیکنند؟؟

 سوالی که برای پاسخ دادنش به یک سوال دیگر باید پاسخ داد وآن این که ظرفیتهای اهلسنت و بلوچ را از نظر کارایی مورد بررسی و کنکاش قرار داد.
 ما در این رابطه می توانیم از شش فاکتور به عنوان مهم ترین سلاح بلوچ و اهلسنت در مبارزه با سرکوبگری نظام نام ببریم.
1-فاکتور جمعیت: بنا بر آمار اعلام شده ازمنابع آماری خود نظام اهلسنت حدود بیست درصد از جمعیت کل کشور را تشکیل میدهند که (البته احتمال اعلام پایین این آمار بنا بر عناد رژیم با اهلسنت وجود دارد)
2-حرف شنوی بسیار بالای افراد قوم بلوچ و اهلسنت از رهبران خود
3-اتفاق تمام قوم بلوچ و اهلسنت برای ایجاد تغییر در سیاستهای اداره کلی کشور و حس بدبینی نسبت به جمهوری اسلامی
4-اتحاد قوم بلوچ و اهلسنت در مقابل حزب گرایی و افکار مختلف گردانندگان نظام (باید توجه داشت که گاها در جامعه بلوچ اختلافات طایفه ای بروز میکند و این اختلافات در مواجه با درگیری ها و وزن کشی های سیاسی قومی مذهبی با نظام خود به خود حل میشود یا به صورت موقت تعطیل میشود)
5-صبر بر مصایب
6-اتفاق تمامی مردم و اهل سنت ایران برای تغییر نظام حاکم و ایجاد یک حکومت مردمی

قسمت اول

به قول جبران خلیل جبران: {اگر برده ای را دیدی در خواب است او را بیدار نکن شاید خواب آزادی را میبیند اما من میگویم او را بیدار کن و از ازادی برایش سخن بگو تا زنجیرهای غلامیش را بشکند}
سخن گفتن و قانع کردن قومم برای ازادی و شکستن زنجیرهای غلامی و بردگی در این قرن و مخصوصا در این زمان که تمام همسایگان ما در حال انقلاب و احقاق حقوقشان از حکام ظالم و دیکتاتورشان هستند برایم بسیار دشوار است.چرا که این عدم تحرک میتواند نشان از ضعف قومی و ایمانی بلوچ و اهلسنت در مقابل دیگر اقوام که در حال فعالیت برای آزادی و برپایی عدالت میباشند باشد.
اما به هر صورت باید راه آزادی را پیمود.
{لنگ لنگان خرک خو‌یش به منزل رسانید}
 ما میتوانیم برای اثبات قدرت اهلسنت برای ایجاد فشار بر نظام امکانات و فاکتورهای موجود خود را با دیگر ملیتها مقایسه کنیم که در این صورت موضوع مورد بحث بیشتر میتواند به ذهن متبادر شود.
 ما در ابتدای بحث ۶ فاکتور مهم برای بلوچ و اهلسنت ذکر کردیم که اولین مورد مربوط به جمعیت میباشد اهلسنت حدود بیست درصد از جمعیت کل کشور را تشکیل میدهند که در نگاه اول این بیست درصد یک توده اقلیت به شمار میاید اما در حقیقت این یک موضوع کاملا خلاف واقعیت است که یک جمعیت اقلیت نتواند امور خود را به دست گیرد یا به خاطر اقلیت بودن باید طوق بردگی بر گردن گذارد و از حقوق اولیه و انسانی خود چشم پوشی کند.
ما شاهد هستیم که نه تنها در ممالک دنیا اقلیتها در تنگنا نیستند بلکه حتی اداره و رهبری کشور خود را نیز در دست دارند در کشور افریقای جنوبی سفید پوستان تا مدتها در سرزمین  سیاهان انها را مورد ظلم و ستم قرار میدادند و همچنین جمعیت اقلیت علوی در سوریه در طول چند دهه قدرت را به صورت مستمر در دست دارد.
همچنین اقوام بسیاری از اروپای شرقی در زمان شوروی که در مقابل قدرت، وسعت و جمعیت ان یک اقلیت ناچیز به حساب می امدند توانستند به انقلاب و خود مختاری برسند . که ما میتوانیم در این مورد مثالهای فراوانی را ذکر کنیم که بنده به علت ذیق وقت و گرفته شدن وقت خوانندگان عزیز از آن صرف نظر میکنم.

موضوع بعدی که نسبتا مهم است حرف شنوی بلوچ و اهلسنت از رهبرانشان میباشد.
 این نکته واقعا میتواند در پیش برد اهداف بسیار مثمر ثمر باشد چرا که هر قوم و مذهبی که توانسته از دستورات و نسخه های تجویز شده رهبرانشان استفاده و تبعیت کند به راحتی توانسته راه عزت و سربلندی را بپیماید.
قوم بلوچ و اهلسنت در این زمینه دارای امتیاز خاصی هستند و میتوانند از این پتانسیل موجود برای پیشبرد خواسته های خود استفاده کنند.
هر قومی که توانسته است از رهبران خود تبعیت کند به صورت چشم گیری در ضمینه های مختلف پیشرفت کرده است و به راحتی توانسته اند در قله های عزت و سربلندی جای خود را باز کنند. البته موضوعی که در این مورد توضیح آن میتواند ضروری باشد این است که در اطاعت از رهبران باید به این نکته توجه داشت که در چه زمینه هایی از سخنان بزرگان باید پیروی کرد و در چه مواردی از پیروی رهبران باز ایستاد و حتی چه زمانی باید در مقابل سخنان رهبران ایستاد و خطاهایشان را به آنها گوش زد کرد.
در این مورد باید سطح هوشیاری و آگاهی سیاسی خود را افزایش داد و با دید وسیع تری به جامعه ی اطرافمان بنگریم و  مهمتر از همه اینکه قرآن و سنت نبوی را در اولویت از امر علما و بزرگان قرار داد و این دو را ملاک و خط مشی انتخاب خود قرار بدهیم.

ادامه دارد...

سهراب درخشان عضو شاخه ی فرهنگی سازمان جیش العدل

یک شنبه 27اردیبهشت 1394ه‍.ش. برابر با 17 می 2015 م